پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۹

عمر در صبر شد و وعدۀ دیدار همان

سوخت دل در غم و با داغ گرفتار همان

کار من نیست بجز عشق بتان ورزیدن

شدم اندر سر این کار و مرا کار همان

جز خیالت نبود مونس و غمخوار دلم

نیست غم چون بودم مونس غمخوار همان

گل به زیر قدم هر خس و خار شب و روز

بلبل دل شده در حسرت او زار همان

یار فارغ دل و آسوده آن پسته ناز

شاهدی واله و با دیده بیدار همان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۱تا کی کنیم آتش دل را نهان از او
  2. شمارهٔ ۱۱۲دل و جگر به غم تو کباب شد هر دو
  3. شمارهٔ ۱۱۳جانا به لطف خویش به ما یک سخن بگو
  4. شمارهٔ ۱۱۴خوشا شب تا سحر با او نشسته
  5. شمارهٔ ۱۱۵ماییم ز عشق مست رفته
  6. شمارهٔ ۱۱۶اگر از دهان تو زد لاف پسته
  7. شمارهٔ ۱۱۷ای نسیم از دوست اعلامی بده
  8. شمارهٔ ۱۱۸خطت طعنه بر مشک و عنبرزده
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.