پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۳

جانا به لطف خویش به ما یک سخن بگو

با اهل راز یک خبری زان دهن بگو

زاهد ز عشق و محنت او نیست با خبر

این نکته را به عاشق زار چو من بگو

با زاغ و با زغن صفت گل نه لایق است

اوصاف گل به بلبل شیرین سخن بگو

با پیرهن چه حاجت وصف حیات و موت

اوصاف عمر و دولت جان را به تن بگو

تندی مکن به شاهدی ای مرشد نصوح

با او به حسن و لطف ز وجه حسن بگو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۵ماییم ز عشق مست رفته
  2. شمارهٔ ۱۱۶اگر از دهان تو زد لاف پسته
  3. شمارهٔ ۱۱۷ای نسیم از دوست اعلامی بده
  4. شمارهٔ ۱۱۸خطت طعنه بر مشک و عنبرزده
  5. شمارهٔ ۱۱۹تا مردمک دیده من حسن تو دیده
  6. شمارهٔ ۱۲۰بگو به یار که کاشانهٔ که می‌پرسی
  7. شمارهٔ ۱۲۱دو زلف سرکش دلبند داری
  8. شمارهٔ ۱۲۲دلا گر عشق مهروئی نداری
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.