پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۵

ماییم ز عشق مست رفته

فارغ ز هر آنچه هست رفته

بر درگه شاه ملک خوبی

با ذلت و با شکست رفته

از جمله علایق و عوایق

یکبار بشسته دست رفته

با قامت تو صنوبر و سرو

هر یک زده لاف و پست رفته

در زلف تو بسته شاهدی دل

بنگر چه بگیر و بست رفته

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۷ای نسیم از دوست اعلامی بده
  2. شمارهٔ ۱۱۸خطت طعنه بر مشک و عنبرزده
  3. شمارهٔ ۱۱۹تا مردمک دیده من حسن تو دیده
  4. شمارهٔ ۱۲۰بگو به یار که کاشانهٔ که می‌پرسی
  5. شمارهٔ ۱۲۱دو زلف سرکش دلبند داری
  6. شمارهٔ ۱۲۲دلا گر عشق مهروئی نداری
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.