پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۲

دل و جگر به غم تو کباب شد هر دو

سرای دیده و دل هم خراب شد هر دو

شب فراق تو شد دیده‌ام چو دریایی

به رود و مردم چشمم حباب شد هر دو

علی الصباح به رویت چو دیده کردم باز

سواد دیده من آفتاب شد هر دو

ستون خیمه تن عشق گشت گیسویت

بگرد خیمه ز هر سو طناب شد هر دو

به قتل شاهدی آن غمزه بس تعلل کرد

مگر که نرگس مستت به خواب شد هر دو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۴خوشا شب تا سحر با او نشسته
  2. شمارهٔ ۱۱۵ماییم ز عشق مست رفته
  3. شمارهٔ ۱۱۶اگر از دهان تو زد لاف پسته
  4. شمارهٔ ۱۱۷ای نسیم از دوست اعلامی بده
  5. شمارهٔ ۱۱۸خطت طعنه بر مشک و عنبرزده
  6. شمارهٔ ۱۱۹تا مردمک دیده من حسن تو دیده
  7. شمارهٔ ۱۲۰بگو به یار که کاشانهٔ که می‌پرسی
  8. شمارهٔ ۱۲۱دو زلف سرکش دلبند داری
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.