پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۶۴

ز بهر تیر تو میلِ (میلم) بهر مغاک برد

شدیم خاک که میلش مگر به خاک برد

ز بهر دوختن چاک سینه مژگانت

گذر ز سینۀ مجروح چاک چاک برد

ز لعل نوش تو دل خواست شربت عنّاب

گر ردِ می بر این جان دردناک برد

برای شستن دل از غم جهان یک سر

کجاست می که به یک جرعه ایش پاک برد

بشست شاهدی از دل غم خمار به آب

نبرد گر ببرد نیز آب ناک برد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۶با آنکه دل به درد تو بس دردمند بود
  2. شمارهٔ ۶۷بجز کوی تو دل منزل نگیرد
  3. شمارهٔ ۶۸یار بر من دود دل‌ها می‌کشد
  4. شمارهٔ ۶۹درد تو جان من به جز این تن نمی‌کشد
  5. شمارهٔ ۷۰امشب دلم به فکر دهان تو تنگ بود
  6. شمارهٔ ۷۱هزار شکر که جنت دوام خواهد بود
  7. شمارهٔ ۷۲ترک من دیگر به غوغا می‌رود
  8. شمارهٔ ۷۳دل دید قدت ز قامت افتاد
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.