پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

هزار شکر که جنت دوام خواهد بود

محبت تو مرا مستدام خواهد بود

به ناز و نعمت فر دوس کی گشاید دل

مرا که کوی تو دا یم مقام خواهد بود

خیال لعل تو دایم چو راحت دل ماست

بدین خیال چه عیش مدام خواهد بود

به تیر غمزه اگر بر دلم نظر فکنی

همیشه کار دلم بی نظام خواهد بود

گزید شاهدی از هر دو کوی عشق ترا

که غیر عشق بر دل حرام خواهد بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳دل دید قدت ز قامت افتاد
  2. شمارهٔ ۷۴گرچه دل ز آتش هجران تو داغی دارد
  3. شمارهٔ ۷۵مرا گر در نظر گلزار باشد
  4. شمارهٔ ۷۶زلف مشکین را چو خوبان بر رخ زیبا نهند
  5. شمارهٔ ۷۷میکشد روی دلم هر دم به مهروی دگر
  6. شمارهٔ ۷۸دل را چو نیست جز غم تو همدمی دگر
  7. شمارهٔ ۷۹جانا ز دل خدنگ جفا را تو باز دار
  8. شمارهٔ ۸۰لعلت از کوثر به معنی پاک تر
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.