پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۷۵

مرا گر در نظر گلزار باشد

دلم بر روی آن گل زار باشد

من و انکار می در موسم گل

درین کارم بسی انکار باشد

به غیر از صبر نبود چاره او

که از عشقش دل بیمار باشد

جگر باید سپر کردن به تیرش

که عاشق باید و دلدار باشد

چه شد گر شاهدی مرد از غم عشق

همیشه عشق را این کار باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۷میکشد روی دلم هر دم به مهروی دگر
  2. شمارهٔ ۷۸دل را چو نیست جز غم تو همدمی دگر
  3. شمارهٔ ۷۹جانا ز دل خدنگ جفا را تو باز دار
  4. شمارهٔ ۸۰لعلت از کوثر به معنی پاک تر
  5. شمارهٔ ۸۱تا خیال قامتت بگذاشت ما را در ضمیر
  6. شمارهٔ ۸۲ - در حاشیه این غزل این دو بیت را که از مولانا دانسته، آورده است: هر که را سینه پر صفا نبود - خرقه پوشیدنش روا نبود، هر که در خرقه ناتمام بود - خرقه بر قد او حرام بودمرا درد تو در جان حزین بس
  7. شمارهٔ ۸۳ای دل ز خودی خود جدا باش
  8. شمارهٔ ۸۴بنما طلعت موجه خویش
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.