پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

ای دل ز خودی خود جدا باش

بگذر ز خودی و با خدا باش

بیگانه شو از هوا و هستی

با دلبر خویش آشنا باش

خونین جگرم ز درد هجران

واقف ز درون درد ما باش

ای صوفی اگر ز درد صافی

در کش می صاف و در صفا باش

ای شاهدی ار تو عقل داری

دیوانه شو و ز غم جدا باش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵خواهم امروز عتابی بکنم با دل خویش
  2. شمارهٔ ۸۶مرغ دل راست عزم مسکن خویش
  3. شمارهٔ ۸۷مرا خوش است به درد خود و جراحت خویش
  4. شمارهٔ ۸۸با نی شکر بگو که ننازد به قند خویش
  5. شمارهٔ ۸۹به فکر سر دهانت چو غنچه‌ام دل تنگ
  6. شمارهٔ ۹۰دل ز کار و بار عالم سر به سر برکنده‌ام
  7. شمارهٔ ۹۱بی تو به گلشنم نکشد دل به باغ هم
  8. شمارهٔ ۹۲بی گل روی تو نبود میل سوی گلشنم
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.