پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۸۹

به فکر سر دهانت چو غنچه‌ام دل تنگ

گشاد کار بجویم از آن لب گل رنگ

ز قیل و قال مدارس چو پرده ای نگشود

شنو حکایت سوز درون ز رشته چنگ

صفای کعبه مقصود چون توانم یافت

به راه درد به بار گران و مرکب لنگ

چگونه جان ببرد شاهدی از این گرداب

دلش چو ماهی و عشق تو در پیش چو نهنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۱بی تو به گلشنم نکشد دل به باغ هم
  2. شمارهٔ ۹۲بی گل روی تو نبود میل سوی گلشنم
  3. شمارهٔ ۹۳خونم از مستی طریق عقل را گم می‌کنم
  4. شمارهٔ ۹۴بر خاک رهت ما سر تسلیم نهادیم
  5. شمارهٔ ۹۵چو روز فرقت آن مه وداع دل کردم
  6. شمارهٔ ۹۶آن جان من و روان مردم
  7. شمارهٔ ۹۷چو چشم تو من فتنه جویی ندارم
  8. شمارهٔ ۹۸چون در صفت آن لب شکر شکن آیم
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.