پرش به محتوای اصلی
شاهدی شاهدی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

بر خاک رهت ما سر تسلیم نهادیم

در عشق قدم از ره تعلیم نهادیم

در اوج شرف راست چو شکل الف آمد

از قد تو شکلی که به تقویم نهادیم

در عشق تو ما از سر و جان جمله گذشتیم

سر در ره عشق تو نه از بیم نهادیم

زاهد به ره زهد کشد دل به خرابات

ما از دل خود زهد به یک نیم نهادیم

جز دفتر حسن تو نخوانیم بر استاد

تا رو به ره مکتب تعلیم نهادیم

با شاهدی استاد ازل گفت که خوش باش

ارزاق خلایق چو بتقسیم نهادیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶آن جان من و روان مردم
  2. شمارهٔ ۹۷چو چشم تو من فتنه جویی ندارم
  3. شمارهٔ ۹۸چون در صفت آن لب شکر شکن آیم
  4. شمارهٔ ۹۹از آن ساعت که روی آن بت پیمان شکن دیدم
  5. شمارهٔ ۱۰۰چرا ز درد غم یار خود بغم باشیم
  6. شمارهٔ ۱۰۱خواهم که با تو قصه خود در میان نهم
  7. شمارهٔ ۱۰۲به عشق آن میان شد مدتی با من سمر بندم
  8. شمارهٔ ۱۰۳مرا گر هجر دل بر آتش است و دیده دریا هم
همه‌ی غزلیات ←

شاهدی درباره‌ی شاهدی

ابراهیم شاهدی دده مغلوی (زاده به سال ۸۷۵ قمری در شهر مغله، درگذشته به سال ۹۵۷ قمری)، ادیب و صوفی عثمانی و شیخ زاویهٔ مولویه بود. پدرش صالح مغلوی در ایران تحصیل کرده بود و به زبان فارسی مسلط بود و هم او به فرزندش فارسی آموخت. آثار شاهدی عبارتند از: «تحفهٔ شاهدی» (لغتنامهٔ منظوم فارسی-ترکی)، «گلشن توحید» (شرح منظوم گزید...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.