فهرست اشعار
- شمارهٔ ۳۰۱ ما میکشان چو بادهٔ گلنار میزنیم
- شمارهٔ ۳۰۲ من آن نیم که ز سوی تو رو بگردانم
- شمارهٔ ۳۰۳ گر من از طعن رقیبان تو اندیشه کنم
- شمارهٔ ۳۰۴ به تو حیران شدن از چشم تر آموختهام
- شمارهٔ ۳۰۵ یار نگذارد اگر لعل شکر خایش ببوسم
- شمارهٔ ۳۰۶ سر و جان داده گدای در میخانه شدیم
- شمارهٔ ۳۰۷ چون روز ازل رخت به میخانه کشیدیم
- شمارهٔ ۳۰۸ جز رخ دلستان نمیبینم
- شمارهٔ ۳۰۹ دربند زلف یار چو شد مبتلا دلم
- شمارهٔ ۳۱۰ به هر چه مینگرم حسن یار میبینم
- شمارهٔ ۳۱۱ همیشه موی تو در پیچ و تاب میبینم
- شمارهٔ ۳۱۲ تا دل به مهر آن بت عیار بستهام
- شمارهٔ ۳۱۳ ای قبلهٔ جان ما چو بکوی تو رسیدیم
- شمارهٔ ۳۱۴ چون یاد از آن زلف سیه و آنخط زنگاری کنم
- شمارهٔ ۳۱۵ بنشین ببرم جانا تا از سر جان خیزم
- شمارهٔ ۳۱۶ چرا همیشه نه پیچان چو تار موی تو باشم
- شمارهٔ ۳۱۷ تا نظر بر آن رخ چون آفتاب افکنده ایم
- شمارهٔ ۳۱۸ ای رخت باغ بهشت و لب لعلت تسنیم
- شمارهٔ ۳۱۹ چگونه سر ز در پیر فقر بردارم
- شمارهٔ ۳۲۰ عمریست که در هجران میسوزم و میسازم
- شمارهٔ ۳۲۱ بخون خویش نویسم بروی لوح مزارم
- شمارهٔ ۳۲۲ کی زبام تو من سوخته جان بر خیزم
- شمارهٔ ۳۲۳ سخن از زلف تو گویند دل و شانه به هم
- شمارهٔ ۳۲۴ اگر جدا کنی از تیغ بند از بندم
- شمارهٔ ۳۲۵ نه نظر بقد سرو و نه بروی ماه دارم
- شمارهٔ ۳۲۶ گر من از هر دو جهان دست بیکبار کشم
- شمارهٔ ۳۲۷ تا بدام تو من ای جان جهان افتادم
- شمارهٔ ۳۲۸ خالت همه دم دانه و زلفت همه دم دام
- شمارهٔ ۳۲۹ ببوسهٔ لب ساقی بس آرزو دارم
- شمارهٔ ۳۳۰ عشق یارب چه قماریست که نشناختهایم
- شمارهٔ ۳۳۱ چنان به عشق تو وارستهام ز ننگ و ز نام
- شمارهٔ ۳۳۲ من نخواهم به کسی زهد و ریا بفروشم
- شمارهٔ ۳۳۳ از غم خال لب تو گوشه نشینم
- شمارهٔ ۳۳۴ شبی که زلف تو ای نازنین فتاد بدستم
- شمارهٔ ۳۳۵ ما کار به تسبیح و به زنار نداریم
- شمارهٔ ۳۳۶ ای عجب ما خسته جان از فرقت جانانهایم
- شمارهٔ ۳۳۷ دل کشد گه بحرم گاه سوی دیر مغانم
- شمارهٔ ۳۳۸ بیاور باده ساقی تا دمی حالت بگردانم
- شمارهٔ ۳۳۹ چون گل روی ترا در خور دیدار شدیم
- شمارهٔ ۳۴۰ دادهام جان رو نما تا روی جانان دیدهام
- شمارهٔ ۳۴۱ دهنش هیچ و از آن بوسه تمنا دارم
- شمارهٔ ۳۴۲ کرده عشق تو چنان بیخبر و بی خویشم
- شمارهٔ ۳۴۳ بس بدل هست خیال رخ نیکوی توام
- شمارهٔ ۳۴۴ ساقی آن میبقدح کن که چو ما نوش کنیم
- شمارهٔ ۳۴۵ مرغ قدسم من که در دام بلا افتادهام
- شمارهٔ ۳۴۶ افسوس که از حالت خود بیخبرانیم
- شمارهٔ ۳۴۷ خبرت هست که بی لعل تو ما خونجگریم
- شمارهٔ ۳۴۸ خوانند گرچه خلق جهان اصفهانیم
- شمارهٔ ۳۴۹ دوش بهر گریه در هجرت مجالی داشتم
- شمارهٔ ۳۵۰ مرغ سحر همانا زین ناله برکشیدن
- شمارهٔ ۳۵۱ خوش بود دیده ز جان بستن و جانان دیدن
- شمارهٔ ۳۵۲ گریم بکار دل من و دل هم بکار من
- شمارهٔ ۳۵۳ ای زال جهان تا کی جان کندن و نوازدن
- شمارهٔ ۳۵۴ دری به از در یکتای با صفای سخن
- شمارهٔ ۳۵۵ یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه من
- شمارهٔ ۳۵۶ به ماه عارض خود زلف را حجاب مکن
- شمارهٔ ۳۵۷ هرکس ندیده غارت و یغمای ترکمن
- شمارهٔ ۳۵۸ حدیث یار چه حاصل ز غیر بشنیدن
- شمارهٔ ۳۵۹ دارم بتی به غیر در مهر باز کن
- شمارهٔ ۳۶۰ نگذاشت غم تنگ دهانت اثر از من
متن اشعار به نقل از گنجور.