پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۳

ای زال جهان تا کی جان کندن و نوازدن

وان زادهٔ‌ نوزاده در دست اجل دادن

یکیک ز بطون فرزند آوردن و پروردن

لک لک پی بازیچه زی جنگ فرستادن

از شوی فلک بگسل پیوند زناشوئی

وین خشت زمین بر چین تعطیل کن انیزادن

ای اشرف مخلوقات ای نوع بشر آخر

مانند سبع تا کی بر جان هم افتادن

وین جیفهٔ دنیا را با پنجهٔ قهر از هم

بربودن و با حسرت بگذشتن و بنهادن

چونبرق جهان خندم بر آنکه همیخواهد

چونکوه در اینصحرا بر جای خود استادن

بربند صغیر از خود چشم و بخدا بگشا

زان پیش که نتوانی این بستن و بگشادن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۵یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه من
  2. شمارهٔ ۳۵۶به ماه عارض خود زلف را حجاب مکن
  3. شمارهٔ ۳۵۷هرکس ندیده غارت و یغمای ترکمن
  4. شمارهٔ ۳۵۸حدیث یار چه حاصل ز غیر بشنیدن
  5. شمارهٔ ۳۵۹دارم بتی به غیر در مهر باز کن
  6. شمارهٔ ۳۶۰نگذاشت غم تنگ دهانت اثر از من
  7. شمارهٔ ۳۶۱از غبار خودنمائیها عمل را پاک کن
  8. شمارهٔ ۳۶۲آن سان سخن بگوی که بتوان نگاشتن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.