پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۸

حدیث یار چه حاصل ز غیر بشنیدن

خوش است روی نکویش بچشم خود دیدن

بحیرتم که چه‌ آموخت اندر این عالم

هر آندلی که نیاموخت عشق ورزیدن

بکیش اهل محبت حیات جاوید است

بخون ز خنجر خونریز یار غلطیدن

توان ز جان و سرو دین و دل گذشتن لیک

نمی‌توان نظر از روی یار پوشیدن

ببند لب ز شکایت که ناپسند بود

به پیش غیر ز بیداد یار نالیدن

چو دم ز عشق زنی با جفای او خوش باش

که شرط عشق نباشد ز دوست رنجیدن

ز سالکان بطلب راه حق نه ز اهل ریا

که ابلهی بود از غول راه پرسیدن

به باده‌نوشی از آن سرخوشم که میدارد

مرا ز زهد و ریا دور باده نوشیدن

متاب ای پسر از پند پیر رو بنگر

چه کرد با پسر نوح پند نشنیدن

به بزم چیده خود دل مبند ای خواجه

چرا که در پی هر چیدنست برچیدن

صغیر تن بقضا ده ره گریز مجوی

که دفع و رفع قضا را خطاست کوشیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۰نگذاشت غم تنگ دهانت اثر از من
  2. شمارهٔ ۳۶۱از غبار خودنمائیها عمل را پاک کن
  3. شمارهٔ ۳۶۲آن سان سخن بگوی که بتوان نگاشتن
  4. شمارهٔ ۳۶۳خبرم نیست ز سر تا شده سودائی تو
  5. شمارهٔ ۳۶۴سواد موی تو اندر بیاض روی نکو
  6. شمارهٔ ۳۶۵ای دل من مبتلا در خم گیسوی تو
  7. شمارهٔ ۳۶۶طعنه بر ما مزن ای شیخ و به خود غره مشو
  8. شمارهٔ ۳۶۷ای کحل چشم اهل نظر خاک پای تو
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.