پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۲

آن سان سخن بگوی که بتوان نگاشتن

وانرا بکار بستن و معمول داشتن

شرط است بهر درک سخن هوش مستمع

در شوره زار دانه نبایست کاشتن

گفتم بپیر میکده آب حیات چیست

کارم مگر بدست ز همت گماشتن

گفتا برای راحت خلق از ره و داد

تا حد خویش رایت خدمت فراشتن

پیرایهٔ وجود هنرمندیست و بس

یعنی ز خویش نقش بدیعی نگاشتن

چون از جهان صغیر گذشتن مقرر است

نیک است نام نیک پس از خود گذاشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۴سواد موی تو اندر بیاض روی نکو
  2. شمارهٔ ۳۶۵ای دل من مبتلا در خم گیسوی تو
  3. شمارهٔ ۳۶۶طعنه بر ما مزن ای شیخ و به خود غره مشو
  4. شمارهٔ ۳۶۷ای کحل چشم اهل نظر خاک پای تو
  5. شمارهٔ ۳۶۸بیچارهٔی که نیست بجز حق پناه او
  6. شمارهٔ ۳۶۹آنکس که داده نسبت روی ترا بماه
  7. شمارهٔ ۳۷۰عشقت سپرد از دل دیوانه بدیوانه
  8. شمارهٔ ۳۷۱زان سفله وجودی که شریر است عدم به
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.