پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۱

زان سفله وجودی که شریر است عدم به

دستی که به آزار علم گشت قلم به

آندل که باندوه کسان خرم و شاد است

پیوسته گرفتار به اندوه و علم به

آنکو قلمش گرم سیه کاری و فتنه است

با تیغ جدا بند ز بندش چو قلم به

ایثار مکن در حق نااهل که صد ره

امساک در این باب ز ایثار و کرم به

قول بشر و فعل بشر راست به آری

آن ابروی جانانه و تیغ است که خم به

لامذهبی اسباب خرابی جهانست

با ترک صمد باز پرستش ز صنم به

از دیر و حرم روی بدل کن که بتحقیق

این خانه یار است و ز دیر و حرم به

گم گوی صغیر و مفزا رنج و ملالت

صحبت بد و نیک آنچه گه باشد همه گم به

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۳ای در گرانمایه وای یار یگانه
  2. شمارهٔ ۳۷۴ای یار بکس وفا نکرده
  3. شمارهٔ ۳۷۵ای دلارام که اندر دل ما‌ آمده‌ای
  4. شمارهٔ ۳۷۶ای مقیم دل که‌ام شب شمع این کاشانه‌ای
  5. شمارهٔ ۳۷۷دی گفت زاهد از دو جهان چون گذشته‌ای
  6. شمارهٔ ۳۷۸چیست دنیا در ره سیل فنا ویرانه‌ای
  7. شمارهٔ ۳۷۹ساقی از آن دو جرعه که در جام کرده‌ای
  8. شمارهٔ ۳۸۰ستم ار بناتوانان ز ستمگری رسانی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.