پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۶

ای مقیم دل که‌ام شب شمع این کاشانه‌ای

میهمانت کی توان خواندن که صاحبخانه‌ای

نیست مسکین پادشه را لایق بزم حضور

با گدایان هم‌نشین از همت شاهانه‌ای

آتش شوق است کافی بهر ما پروانگان

تا تو ای شمع فروزان شاهد پروانه‌ای

کشور دل را نه تنها شاهی و ماهی به حسن

در جهان خورشیدوش تابان به هر کاشانه‌ای

جای دارد گر فشاند آشنا جان در رهت

ای که همچون جان مکرم در بر بیگانه‌ای

هست تنها بر تو روشن چشم‌ امید صغیر

اندرین دریا درخشان گوهر یکدانه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۸چیست دنیا در ره سیل فنا ویرانه‌ای
  2. شمارهٔ ۳۷۹ساقی از آن دو جرعه که در جام کرده‌ای
  3. شمارهٔ ۳۸۰ستم ار بناتوانان ز ستمگری رسانی
  4. شمارهٔ ۳۸۱صاحب علم و عمل را رتبهٔ والاستی
  5. شمارهٔ ۳۸۲زالعلم حجاب الاکبر‌ام د عقل سودائی
  6. شمارهٔ ۳۸۳ما بجز عشق ندیدیم صلاح دیگری
  7. شمارهٔ ۳۸۴بگرفته خواب چشمم غم چشم نیم خوابی
  8. شمارهٔ ۳۸۵غیر خونابه چه خوردی ز می انگوری
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.