پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۳

ما بجز عشق ندیدیم صلاح دیگری

غیر از این کار نجستیم فلاح دیگری

آنمباحی که فزونتر بود اجرش ز ثواب

بخدا نیست بجز عشق مباح دیگری

جز از آن باده که ذرات همه مست و بند

در سر ما نبود مستی راح دیگری

ایکه بر خاک بنخفت گذری غره مشو

که تو هم خاک شوی چارصباح دیگری

اینجهان پیره عجوزیست که‌ امروز بود

به نکاح تو وفردا بنکاح دیگری

وه چه خوش دید صلاح و چه نکو گفت صغیر

ما بجز عشق ندیدیم صلاح دگری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۵غیر خونابه چه خوردی ز می انگوری
  2. شمارهٔ ۳۸۶بیک خرام دل از من تو دلربا بردی
  3. شمارهٔ ۳۸۷جان بتنگ آمدم از غصهٔ بی همنفسی
  4. شمارهٔ ۳۸۸خواهی ارجا به لب آب روان بگزینی
  5. شمارهٔ ۳۸۹بخیال ماه رویت بودم ز ضعف حالی
  6. شمارهٔ ۳۹۰ای مه ز مهر اگر نظری سوی ما کنی
  7. شمارهٔ ۳۹۱تا کی ز حرص سیم مس رخ طلا کنی
  8. شمارهٔ ۳۹۲ای می‌فروش گر نظری سوی ما کنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.