پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۹

بخیال ماه رویت بودم ز ضعف حالی

که ز ماه نو به خاطر برسد تو را خیالی

حرکات چشم مست و خط سبزت این نماید

که بسبزه زار جنت بچمد همی غزالی

برخت ز خط و خالت بنوشته کلک قدرت

که نیافریده زین به بجهان خدا جمالی

چو بیفکنی به رخ مو ز شکنج مویت ابرو

چو به پشت تیره ابری بنظر رسد هلالی

همه دم کنم تصور که تو در کنارم آیی

عجب اینکه شادمانم بتصور محالی

من و آنمقام کز دل بمیان نهند صحبت

نه کسی دهد جوابی نه کسی کند سئوالی

بوصال دوست سوگند صغیر در زمانه

بتر از فراق یاران نبود دگر ملالی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۱تا کی ز حرص سیم مس رخ طلا کنی
  2. شمارهٔ ۳۹۲ای می‌فروش گر نظری سوی ما کنی
  3. شمارهٔ ۳۹۳الا که از می‌نخوت مدام بیخود و مستی
  4. شمارهٔ ۳۹۴تا کی دلا خموشی یکدم برآر زاری
  5. شمارهٔ ۳۹۵تا نگردی با خلایق یار بی عز و وقاری
  6. شمارهٔ ۳۹۶نیست بازار جهانرا به از این سودایی
  7. شمارهٔ ۳۹۷گشتیم پی یار نکو هر سر کوئی
  8. شمارهٔ ۳۹۸ایکه نام آن صنم را در بر من میبری
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.