پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۵

تا نگردی با خلایق یار بی عز و وقاری

چون الف بی اتفاق نوع خود یک در شماری

همنشین با زیردستان شو مقام خود بیفزا

گز سه صفر از یک دوازده صدو از صد هزاری

کن لباس خیرخواهی دربرت تا خیر بینی

گرگدای ژنده پوشی ور‌ امیر تاجداری

دوش با خاری گلی میگفت در طرف گلستان

تا پی آزار خلق استی بچشم خلق خاری

هان مبادا قدرتت بیقدرتی را رنجه سازد

ای که بهر‌ام تحان یکچند صاحب اقتداری

کی توانی شد حریف مرگ چون از در درآید

گر بقوت رستم زالی تو یا اسفندیاری

گه گهی آهسته ران دلجوئی از واماندگان کن

ایندو روزیرا که بر رخش توانائی سواری

عافیت بادت رفیق راه منزل تا بمنزل

ایکه از پای صفا کوی وفا را رهسپاری

ایفلک بی اعتبار آنست کو دل بر تو بندد

با وجود اینکه میداند تو خود بی اعتباری

ای سخن پرور صغیری گرچه در صورت و لیکن

صدهزارت آفرین گلزار معنی را هزاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۷گشتیم پی یار نکو هر سر کوئی
  2. شمارهٔ ۳۹۸ایکه نام آن صنم را در بر من میبری
  3. شمارهٔ ۳۹۹دنیا زکف گذار چو دعوی دین کنی
  4. شمارهٔ ۴۰۰ای برادر چند دل آلودهٔ دنیا کنی
  5. شمارهٔ ۴۰۱چو کسی بعذرخواهی نرود ز بی گناهی
  6. شمارهٔ ۴۰۲چشم مستت همه مردم کشد از بی‌باکی
  7. شمارهٔ ۴۰۳چشم تو می‌نماید چون آهوی تتاری
  8. شمارهٔ ۴۰۴داد از دست تو کاینسان دلربائی میکنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.