پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۸

ایکه نام آن صنم را در بر من میبری

باخبر شو نام بت پیش برهمن میبری

ایدل افتادی چو در دنبال آن سیمین ذقن

خویش دانستم سوی چاهم چو بیژن میبری

در حقیقت پهلوان عشقست ای دستان سرای

چندنام از گیو و گودرز وتهمتن میبری

غنچهٔی شکرانهٔ دولت بما اکرام کن

ایکه از باغ وصالش گل بدامن میبری

آخر ای بیگانه‌پرور آشنا این شیوه چیست

میدهی کام رقیبان و دل از من میبری

غمزهٔ چشمان کنی با عشوهٔ ابرو قرین

هر کجا باشد دلی آنرا باین فن میبری

گر بری از دوستانت دین و دل نبود عجب

کز لطافت ای پرویش دل ز دشمن میبری

ایکه ما دردی کشانرا دانی از اهل خطا

بی سبب نیست از سوء خود در حق ما ظن میبری

شعر خود بر وزن شعر شیخ میگوئی صغیر

شرم بادت خوشه ئی را پیش خرمن میبری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۰ای برادر چند دل آلودهٔ دنیا کنی
  2. شمارهٔ ۴۰۱چو کسی بعذرخواهی نرود ز بی گناهی
  3. شمارهٔ ۴۰۲چشم مستت همه مردم کشد از بی‌باکی
  4. شمارهٔ ۴۰۳چشم تو می‌نماید چون آهوی تتاری
  5. شمارهٔ ۴۰۴داد از دست تو کاینسان دلربائی میکنی
  6. شمارهٔ ۴۰۵نتوان گفت رخت را قمر آری آری
  7. شمارهٔ ۴۰۶گر نوازی ز کرم یا که کشی یا که به بندی
  8. شمارهٔ ۴۰۷تا زده‌ام خویش به دیوانگی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.