پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۶

گر نوازی ز کرم یا که کشی یا که به بندی

ما پسندیم بخود آنچه تو بر ما به پسندی

میبری هر که دلی دارد و خواهی دل دیگر

آخر ای ترک پی غارت دل تا کی و چندی

گردن هر که به بینی به کمند است فلکرا

جز تو ای عشق که بر گردن افلاک کمندی

با قد یار همی خلق نمایند مثالت

خوش سرافراز تو ای سرو بدین بخت بلندی

گفتم اول بتو ایدل که مرو در پی خوبان

نشنیدی ز من و آخرم از پای فکندی

این چه حالستکه دیوانه وش از پند گریزی

لایق پند از ا ین پس تو نئی در خور بندی

نه عجب بی لب جانان کنی ار ناله صغیرا

طوطی خوش سخنی شاید اگر در غم قندی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۸گر نه ای دل پای بند طرهٔ طرار یاری
  2. شمارهٔ ۴۰۹هر گه بخاطرم تو پریوش گذر کنی
  3. شمارهٔ ۴۱۰روی تو هست موسی و چشم تو سامری
  4. شمارهٔ ۴۱۱به بندگان نکنی لطف چون تو از یاری
  5. شمارهٔ ۴۱۲برو بجو ز عمل مونسی و داد رسی
  6. شمارهٔ ۴۱۳گفت دانا پدری با پسر از آگاهی
  7. شمارهٔ ۴۱۴تو مرغ گلشن قدسی نه در خور قفسی
  8. شمارهٔ ۴۱۵قاصد کویش دلا تا نالهٔ شبگیر کردی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.