پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۱

به بندگان نکنی لطف چون تو از یاری

چگونه لطف خداوند را طمع داری

به بنده لطف کن و لطف حق طلب ورنه

مجوی حاصل اگر دانه ئی نمی کاری

طمع مدار که غیری تو را شود غمخوار

اگر نکرده ئی از غیر خویش غمخواری

بجز خضوع و خشوع و شکستگی نخرند

بخویش غره مباش از درست کرداری

نداده اند تو را قدرت و زبردستی

که زیر دست دل آزرده را بیازاری

نتیجه ای بکف آور ببر بهمره خویش

ز ثروتی که از آن بگذری و بگذاری

ببین نهایت‌امساک اغنیا که کنند

هم از جواب سلام فقیر خودداری

صغیر رفع گرفتاری از کسان کردن

تو را نجات دهد بی شک از گرفتاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۳گفت دانا پدری با پسر از آگاهی
  2. شمارهٔ ۴۱۴تو مرغ گلشن قدسی نه در خور قفسی
  3. شمارهٔ ۴۱۵قاصد کویش دلا تا نالهٔ شبگیر کردی
  4. شمارهٔ ۴۱۶دمی که پرده ز رخسار خود براندازی
  5. شمارهٔ ۴۱۷چوبدید خویشتن را همه حسن و دلربائی
  6. شمارهٔ ۴۱۸چه غم که رفت ز من در ره تو جان و تنی
  7. شمارهٔ ۴۱۹تا در ره مقصود به تشویش نیفتی
  8. شمارهٔ ۴۲۰منه به زمرهٔ انعام نام انسانی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.