پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۵

قاصد کویش دلا تا نالهٔ شبگیر کردی

دست در گیسوی مشگینش بدین تدبیر کردی

بعد عمری صبح و صلش گشت طالع می‌ندانم

در کدامین شب تو ای آه سحر تاثیر کردی

خسروا خیل غمم در ملک دل بهر چه تازی

خود تو این ویرانه را از غمزه‌ئی تسخیر کردی

پیش از آن کافتد بگیسویت دل من بدفراری

منتت دارم که این دیوانه را زنجیر کردی

عاشقانت را فکندی گه در آب و گه در آتش

بین چها در عالم از این حسن عالمگیر کردی

هم دهم شرح جفایت هم کنم وصف وفایت

خانه‌ها ویران نمودی تا یکی تعمیر کردی

وصف ابرویت صغیر خسته جان میگفت و غافل

قافیه مجهول گشت و دست بر شمشیر کردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۷چوبدید خویشتن را همه حسن و دلربائی
  2. شمارهٔ ۴۱۸چه غم که رفت ز من در ره تو جان و تنی
  3. شمارهٔ ۴۱۹تا در ره مقصود به تشویش نیفتی
  4. شمارهٔ ۴۲۰منه به زمرهٔ انعام نام انسانی
  5. شمارهٔ ۴۲۱غنچه را نیست جز این علت خونین جگری
  6. شمارهٔ ۴۲۲چه باک خار وجودم شد ار فنای گلی
  7. شمارهٔ ۴۲۳اگر که لقمه ربایی ز خوان خاموشی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.