پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۲

برو بجو ز عمل مونسی و داد رسی

که مونست نبود جز عمل بگور کسی

عروس دهر گرت یار شد تو غره مشو

که دیده همچو تو داماد این عجوزه بسی

نفس نفس گذرد عمر و سال گردد و مه

تو را به هر نفسی در سر اوفتد هوسی

چگونه منکر حشری بحالتی که خدای

حیات تازه ببخشد ترا به هر نفسی

فریب غول بیابان مخور مرو از راه

بدار گوش دل خود بنالهٔ جرسی

برو ز حق بطلب راه وادی ایمن

که چون کلیم دلیل رهت شود قبسی

مکن ز دست رها دامن علی چو صغیر

که جز علی نبود در دو کون دادرسی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۴تو مرغ گلشن قدسی نه در خور قفسی
  2. شمارهٔ ۴۱۵قاصد کویش دلا تا نالهٔ شبگیر کردی
  3. شمارهٔ ۴۱۶دمی که پرده ز رخسار خود براندازی
  4. شمارهٔ ۴۱۷چوبدید خویشتن را همه حسن و دلربائی
  5. شمارهٔ ۴۱۸چه غم که رفت ز من در ره تو جان و تنی
  6. شمارهٔ ۴۱۹تا در ره مقصود به تشویش نیفتی
  7. شمارهٔ ۴۲۰منه به زمرهٔ انعام نام انسانی
  8. شمارهٔ ۴۲۱غنچه را نیست جز این علت خونین جگری
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.