پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۸

گر نه ای دل پای بند طرهٔ طرار یاری

از چه دایم تیره بختی از چه هر شب بیقراری

گر نه عشق آن گل رخساره ات افتاده بر دل

چون دل من از چه رو ای لاله دایم داغداری

گر درآید در چمن آن سرو گل رخسار روزی

با قدش ای سرو پستی با لبش این غنچه خواری

عذر خواهم از خطای رفته ای گیسوی جانان

خوانده‌ام کر عنبرت یا گفته‌ام مشک تتاری

در دو عالم از تو شاد و خرمم ای خط دلبر

کان جهانم را بهشتی این جهانم را بهاری

ای خوش آن دم کاین کدورت از میان خیزد ببینم

من ترا اندر کنارم تو مرا اندر کناری

نیستی گر جان شیرین بی تو من چون تلخ کامم

ور نه ای عمر عزیزم از چه اینسان در گذاری

این سر و جان صغیر آن تیغ ابروی تو جانا

هر چه میخواهی بکن با او که صاحب اختیاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۰روی تو هست موسی و چشم تو سامری
  2. شمارهٔ ۴۱۱به بندگان نکنی لطف چون تو از یاری
  3. شمارهٔ ۴۱۲برو بجو ز عمل مونسی و داد رسی
  4. شمارهٔ ۴۱۳گفت دانا پدری با پسر از آگاهی
  5. شمارهٔ ۴۱۴تو مرغ گلشن قدسی نه در خور قفسی
  6. شمارهٔ ۴۱۵قاصد کویش دلا تا نالهٔ شبگیر کردی
  7. شمارهٔ ۴۱۶دمی که پرده ز رخسار خود براندازی
  8. شمارهٔ ۴۱۷چوبدید خویشتن را همه حسن و دلربائی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.