پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۷

تا زده‌ام خویش به دیوانگی

یافته‌ام راه به فرزانگی

کی رسدم سلسله از زلف یار

گر نزنم خویش به دیوانگی

ریزد اگر خون من آن آشنا

به که دهد نسبت بیگانگی

آه که صیاد مرا در قفس

کشت ز بی آبی و بی دانگی

دام تعلق گسل و چون صبا

ساز جهان خانه به بیخانگی

کام بری گر بگذاری صغیر

کام به عشق از سر مردانگی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۹هر گه بخاطرم تو پریوش گذر کنی
  2. شمارهٔ ۴۱۰روی تو هست موسی و چشم تو سامری
  3. شمارهٔ ۴۱۱به بندگان نکنی لطف چون تو از یاری
  4. شمارهٔ ۴۱۲برو بجو ز عمل مونسی و داد رسی
  5. شمارهٔ ۴۱۳گفت دانا پدری با پسر از آگاهی
  6. شمارهٔ ۴۱۴تو مرغ گلشن قدسی نه در خور قفسی
  7. شمارهٔ ۴۱۵قاصد کویش دلا تا نالهٔ شبگیر کردی
  8. شمارهٔ ۴۱۶دمی که پرده ز رخسار خود براندازی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.