پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۱

چو کسی بعذرخواهی نرود ز بی گناهی

بگنه خوشم که آورد مرا بعذرخواهی

چه غم ای گناهکاران ز گناه ما که هرگز

گنهی نمیشود بیش ز رحمت الهی

بگنه خوشیم و عذرش نه بزهد ونخوت آن

که گنه بسی نکوتر ز غرور بی گناهی

دلی از تو چون شود شاد دل تو شاد گردد

نرسی بخیر الا بطریق خیرخواهی

دل خستهٔی بدست آراگر چه هست وحشی

که سبکتکین رسیده است از آن بپادشاهی

بکس ار پناه گشتی بخدای هر دو عالم

که خدا شود پناه تو بوقت بی پناهی

اگرت صغیر بایست دلی چو صبح روشن

بدعای نیمه شب کوش و بورد صبحگاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۳چشم تو می‌نماید چون آهوی تتاری
  2. شمارهٔ ۴۰۴داد از دست تو کاینسان دلربائی میکنی
  3. شمارهٔ ۴۰۵نتوان گفت رخت را قمر آری آری
  4. شمارهٔ ۴۰۶گر نوازی ز کرم یا که کشی یا که به بندی
  5. شمارهٔ ۴۰۷تا زده‌ام خویش به دیوانگی
  6. شمارهٔ ۴۰۸گر نه ای دل پای بند طرهٔ طرار یاری
  7. شمارهٔ ۴۰۹هر گه بخاطرم تو پریوش گذر کنی
  8. شمارهٔ ۴۱۰روی تو هست موسی و چشم تو سامری
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.