پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۴

تا کی دلا خموشی یکدم برآر زاری

تا چند پرده پوشی تا چند پرده داری

گر باده ماند باقی از بزم بی نخاقی

جامی بیار ساقی مردیم از خماری

در بزم شاد و خندان بنشسته شهسواران

بردند گوی میدان طفلان به نی سواری

شایستهٔ نمایش هشیاریست و دانش

تا چند جهد و کوشش بر ضد هوشیاری

علم و ادب بباید تا بر شرف فزاید

بی دانشی نزاید الا که طفل خواری

خلق جهان سراسر بیچاره‌اند و مضطر

جز حق، صغیر دیگر از کس مخواه یاری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۶نیست بازار جهانرا به از این سودایی
  2. شمارهٔ ۳۹۷گشتیم پی یار نکو هر سر کوئی
  3. شمارهٔ ۳۹۸ایکه نام آن صنم را در بر من میبری
  4. شمارهٔ ۳۹۹دنیا زکف گذار چو دعوی دین کنی
  5. شمارهٔ ۴۰۰ای برادر چند دل آلودهٔ دنیا کنی
  6. شمارهٔ ۴۰۱چو کسی بعذرخواهی نرود ز بی گناهی
  7. شمارهٔ ۴۰۲چشم مستت همه مردم کشد از بی‌باکی
  8. شمارهٔ ۴۰۳چشم تو می‌نماید چون آهوی تتاری
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.