پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۳

الا که از می‌نخوت مدام بیخود و مستی

بخود نگر که چه بودی چه میشوی چه هستی

گرت بچرخ برین جا دهد بلندی طالع

اگر نه تن بتواضع دهی ملاف که پستی

چو در سجود خودستی مگو خدای پرستم

خداپرست شوی آنزمان که خود نپرستی

بغیر دوست بت است آنچه را که در نظر آری

رسی بمنصب خلت چون آن بتان بشکستی

دلت که خانهٔ یار است وقف غیر نمودی

ببین رهش بکه بگشودی و درش بکه بستی

بخلوتی که تو بایست با حبیب نشینی

به بخت خویش زدی پای و با رقیب نشستی

غمین مباش برفتی اگر ز دست صغیرا

که دوست دست تو گیرد چو دید رفته ز دستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۵تا نگردی با خلایق یار بی عز و وقاری
  2. شمارهٔ ۳۹۶نیست بازار جهانرا به از این سودایی
  3. شمارهٔ ۳۹۷گشتیم پی یار نکو هر سر کوئی
  4. شمارهٔ ۳۹۸ایکه نام آن صنم را در بر من میبری
  5. شمارهٔ ۳۹۹دنیا زکف گذار چو دعوی دین کنی
  6. شمارهٔ ۴۰۰ای برادر چند دل آلودهٔ دنیا کنی
  7. شمارهٔ ۴۰۱چو کسی بعذرخواهی نرود ز بی گناهی
  8. شمارهٔ ۴۰۲چشم مستت همه مردم کشد از بی‌باکی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.