پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۰

ای مه ز مهر اگر نظری سوی ما کنی

کام دل شکسته ما را روا کنی

آموختت که این روش دلبری که رخ

بنمائی و بری دل و ترک وفا کنی

هر کس فزوتر از همه شد مبتلای تو

بر او فزونتر از همه جور و جفا کنی

بر آنکه منع عشق تو از من همی کند

بنمای روی تا چو منش مبتلا کنی

چشمت به پشت پرده خورد خون مردمان

فریاد از دمی که ز رخ پرده واکنی

آزادی دو کون بود در کمند تو

روزی مباد آنکه اسیران رها کنی

گاهی ز راه دیده کشی رخت خود بدل

گاهی ز دل برآئی و در دیده حا کنی

ای دیده از صغیر چه خواهی که پیش خلق

راز نهان او همه جا برملا کنی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۲ای می‌فروش گر نظری سوی ما کنی
  2. شمارهٔ ۳۹۳الا که از می‌نخوت مدام بیخود و مستی
  3. شمارهٔ ۳۹۴تا کی دلا خموشی یکدم برآر زاری
  4. شمارهٔ ۳۹۵تا نگردی با خلایق یار بی عز و وقاری
  5. شمارهٔ ۳۹۶نیست بازار جهانرا به از این سودایی
  6. شمارهٔ ۳۹۷گشتیم پی یار نکو هر سر کوئی
  7. شمارهٔ ۳۹۸ایکه نام آن صنم را در بر من میبری
  8. شمارهٔ ۳۹۹دنیا زکف گذار چو دعوی دین کنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.