پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۵

غیر خونابه چه خوردی ز می انگوری

راحت روح طلب کن ز می‌منصوری

بخور آن می‌که کند تقویت عقل و روان

مخور آن باده که بر عقل دهد رنجوری

جز که از عقل نگردی بسعادت نزدیک

زانچه دورت کند از عقل از آن کن دوری

ترسمت مست برآیی ز لحد روز جزا

که شب و روز رود عمر تو در مخموری

پیش حق عذر جنایات مدان مستی را

نیست مسموع در آن محکمه این معذوری

بنگر حاصل مغروری مغروران را

بس کن این مستی و اینخودسری و مغروری

عالمی سوخته از آتش این آب صغیر

خود که داده است بدین مایه شر دستوری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۷جان بتنگ آمدم از غصهٔ بی همنفسی
  2. شمارهٔ ۳۸۸خواهی ارجا به لب آب روان بگزینی
  3. شمارهٔ ۳۸۹بخیال ماه رویت بودم ز ضعف حالی
  4. شمارهٔ ۳۹۰ای مه ز مهر اگر نظری سوی ما کنی
  5. شمارهٔ ۳۹۱تا کی ز حرص سیم مس رخ طلا کنی
  6. شمارهٔ ۳۹۲ای می‌فروش گر نظری سوی ما کنی
  7. شمارهٔ ۳۹۳الا که از می‌نخوت مدام بیخود و مستی
  8. شمارهٔ ۳۹۴تا کی دلا خموشی یکدم برآر زاری
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.