پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۶

بیک خرام دل از من تو دلربا بردی

شکسته کاسهٔ درویش را کجا بردی

بچهره از جریان ای سرشگ افتادی

به پیش خلق چرا آبروی ما بردی

بگو به آنکه دل و دین بعشقبازی داد

بخود بناز که خوش پی بمدعا بردی

بغیر شرک چه داری بدست ای زاهد

از آن نتیجه که یک عمر در ریا بردی

بهم شکستیم ای روزگار زیر سپهر

گرسنه بودی و گندم بآسیا بردی

کجائی ای دل خرسند در تمام جهان

توئی که گوی ز سیمرغ و کیمیا بردی

صغیر بار بمنزل تو را رسید آندم

که رخت خویش به سرمنزل رضا بردی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۸خواهی ارجا به لب آب روان بگزینی
  2. شمارهٔ ۳۸۹بخیال ماه رویت بودم ز ضعف حالی
  3. شمارهٔ ۳۹۰ای مه ز مهر اگر نظری سوی ما کنی
  4. شمارهٔ ۳۹۱تا کی ز حرص سیم مس رخ طلا کنی
  5. شمارهٔ ۳۹۲ای می‌فروش گر نظری سوی ما کنی
  6. شمارهٔ ۳۹۳الا که از می‌نخوت مدام بیخود و مستی
  7. شمارهٔ ۳۹۴تا کی دلا خموشی یکدم برآر زاری
  8. شمارهٔ ۳۹۵تا نگردی با خلایق یار بی عز و وقاری
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.