پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۴

بگرفته خواب چشمم غم چشم نیم خوابی

بربوده صبر و تابم رخ به ز آفتابی

چو بره نشینم او را بره دگر خرامد

چو کنم سئوالی از وی ندهد مرا جوابی

در او به لابه کوبم که شدن بکوی آن مه

بجز از در تضرع نتوان بهیچ بابی

بجز از خط نکویان نشوی ز عشق آگه

که رموز عشق را کس ننوشته در کتابی

ز جمال یار دانی چه بود قمر فروغی

ز محیط عشق دانی چه بود فلک حبابی

نرسد بوجد و حالی کسی از حضور زاهد

که نخورده است هرگز کسی از سراب آبی

من و مهر آنکه نبود چو عداوتش گناهی

من و عشق آنکه نبود چو محبتش ثوابی

علی آن سرور جانها علی آن سکون دلها

که به لطف او ندارم ز قیامت اضطرابی

چو زند صغیر ازو دم بودش یقین که هرگز

بهزار گونه عصیان نکند حقش عذابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۶بیک خرام دل از من تو دلربا بردی
  2. شمارهٔ ۳۸۷جان بتنگ آمدم از غصهٔ بی همنفسی
  3. شمارهٔ ۳۸۸خواهی ارجا به لب آب روان بگزینی
  4. شمارهٔ ۳۸۹بخیال ماه رویت بودم ز ضعف حالی
  5. شمارهٔ ۳۹۰ای مه ز مهر اگر نظری سوی ما کنی
  6. شمارهٔ ۳۹۱تا کی ز حرص سیم مس رخ طلا کنی
  7. شمارهٔ ۳۹۲ای می‌فروش گر نظری سوی ما کنی
  8. شمارهٔ ۳۹۳الا که از می‌نخوت مدام بیخود و مستی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.