پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۹

ساقی از آن دو جرعه که در جام کرده‌ای

هم فارغم ز ننگ و هم از نام کرده‌ای

بایست می ز چشم توام تا شوم خراب

اتمام ده به آنچه که اکرام کرده‌ای

انعام کردنت به من انعام ثانی است

کاول مرا تو لایق انعام کرده‌ای

حسنت بود به دیدهٔ خاصان عیان تو رخ

مستور کرده‌ای ولی از عام کرده‌ای

ای زلف یار تا تو شدی دام دل مرا

آزادم از مشقت هر دام کرده‌ای

ای دل چه شیوه است به کار تو کاینچنین

آهوی چشم یار به خود رام کرده‌ای

ای آه شعله‌بار چه داری به سر مگر

کاین گونه قصد خرمن ایام کرده‌ای

جز پختگی به کار نیاید به راه عشق

با خام طبع‌گو طمع خام کرده‌ای

شهدی که از کلام تو ریزد همی صغیر

بی‌شک ز لعل نوش‌لبی وام کرده‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۱صاحب علم و عمل را رتبهٔ والاستی
  2. شمارهٔ ۳۸۲زالعلم حجاب الاکبر‌ام د عقل سودائی
  3. شمارهٔ ۳۸۳ما بجز عشق ندیدیم صلاح دیگری
  4. شمارهٔ ۳۸۴بگرفته خواب چشمم غم چشم نیم خوابی
  5. شمارهٔ ۳۸۵غیر خونابه چه خوردی ز می انگوری
  6. شمارهٔ ۳۸۶بیک خرام دل از من تو دلربا بردی
  7. شمارهٔ ۳۸۷جان بتنگ آمدم از غصهٔ بی همنفسی
  8. شمارهٔ ۳۸۸خواهی ارجا به لب آب روان بگزینی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.