پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۰

ستم ار بناتوانان ز ستمگری رسانی

بستم دچار گردی تو بوقت ناتوانی

عجب است اگر ز چشمت نفشاند آسمان خون

چو تو اشک چشم مظلوم بخاک ره فشانی

عجب است اگر نخیزند بکینت اهل عالم

که تو شادمان نشینی دگری بغم نشانی

عمل تو همچو فرزند بدامن تو پیچد

اگرش ز پیش رانی وگرش بخویش خوانی

بنهادت این چه خصمی است که با دل خلایق

نگهت کند خدنگی سخنت کند سنانی

بدلی که از تو لرزد بخدا که می‌نیرزد

همه عمر اگر نشینی بسریر کامرانی

ز چه غره ای ببازو که ز صاحبان نیرو

بشکست پنجه‌ام د چوقضای آسمانی

تو پلنگ خو چه لافی ز مقام آدمیت

که بجز ز نقش و ترکیب بآدمی نمانی

ز معاد برحذر شو صفت سبع رها کن

که بهر صفت فزونی تو بصورت همانی

ز جهان صغیر بگذر غم عاقبت همی خور

که بهر طریق باشد گذرد جهان فانی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۲زالعلم حجاب الاکبر‌ام د عقل سودائی
  2. شمارهٔ ۳۸۳ما بجز عشق ندیدیم صلاح دیگری
  3. شمارهٔ ۳۸۴بگرفته خواب چشمم غم چشم نیم خوابی
  4. شمارهٔ ۳۸۵غیر خونابه چه خوردی ز می انگوری
  5. شمارهٔ ۳۸۶بیک خرام دل از من تو دلربا بردی
  6. شمارهٔ ۳۸۷جان بتنگ آمدم از غصهٔ بی همنفسی
  7. شمارهٔ ۳۸۸خواهی ارجا به لب آب روان بگزینی
  8. شمارهٔ ۳۸۹بخیال ماه رویت بودم ز ضعف حالی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.