پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۱

صاحب علم و عمل را رتبهٔ والاستی

قامت او در خور تشریف کرمناستی

هر که را علم و عمل حاصل نشد از قول حق

معنی بل هم اضل در حق او برجاستی

فخر در علم و ادب باشد نه در اصل و نسب

وین سخن قولولی خالق یکتاستی

علم باشد نور و تابد هر که را از حق بدل

دیده‌اش در این جهان و آن جهانی بیناستی

هر چه جز علم است‌ام روزت بکار آید ولی

علم همراه تو هم‌ امروز و هم فرداستی

علم را توصیف این بس کز برای بوالبشر

حق معلم گشت و شاهد علم الاسماستی

بهر تعلیم و تعلم هر کجا بنیاد شد

بهترین منزلگه و نیکوترین مأواستی

حل شود از علم هر جا مشکلی باشد صغیر

علم آری در جهان حلال مشکلهاستی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۳ما بجز عشق ندیدیم صلاح دیگری
  2. شمارهٔ ۳۸۴بگرفته خواب چشمم غم چشم نیم خوابی
  3. شمارهٔ ۳۸۵غیر خونابه چه خوردی ز می انگوری
  4. شمارهٔ ۳۸۶بیک خرام دل از من تو دلربا بردی
  5. شمارهٔ ۳۸۷جان بتنگ آمدم از غصهٔ بی همنفسی
  6. شمارهٔ ۳۸۸خواهی ارجا به لب آب روان بگزینی
  7. شمارهٔ ۳۸۹بخیال ماه رویت بودم ز ضعف حالی
  8. شمارهٔ ۳۹۰ای مه ز مهر اگر نظری سوی ما کنی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.