پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۸

چیست دنیا در ره سیل فنا ویرانه‌ای

دل نبندد بر چنین ویرانه جز دیوانه‌ای

ساده شو تا نقش حکمت درپذیری زان که طفل

درپذیرد چون که مادر خواندش افسانه‌ای

آب و خاک و سعی دهقان محض روپوش است و بس

قدرت حق است کارد دانه‌ها از دانه‌ای

جمع کن افراد را با خود پی انجام کار

اره با دندانه‌ها برد نه با دندانه‌ای

گو ملاف از آشنایی‌ای که با ما می‌کنی

آنچه کمتر می‌کند بیگانه با بیگانه‌ای

جان ز زهد خشک و آه بی‌اثر‌ام د ملول

ای خوشا جام شراب و نالهٔ مستانه‌ای

طایر قدسم ز ترکیب مربع یافتم

همچو زنبوران مقام اندر مسدس لانه‌ای

گر خدا می‌جویی از دل جو صغیر از آنکه نیست

در زمین و آسمان جز دل خدا را خانه‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۰ستم ار بناتوانان ز ستمگری رسانی
  2. شمارهٔ ۳۸۱صاحب علم و عمل را رتبهٔ والاستی
  3. شمارهٔ ۳۸۲زالعلم حجاب الاکبر‌ام د عقل سودائی
  4. شمارهٔ ۳۸۳ما بجز عشق ندیدیم صلاح دیگری
  5. شمارهٔ ۳۸۴بگرفته خواب چشمم غم چشم نیم خوابی
  6. شمارهٔ ۳۸۵غیر خونابه چه خوردی ز می انگوری
  7. شمارهٔ ۳۸۶بیک خرام دل از من تو دلربا بردی
  8. شمارهٔ ۳۸۷جان بتنگ آمدم از غصهٔ بی همنفسی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.