پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۷

دی گفت زاهد از دو جهان چون گذشته‌ای

گفتم خموش باش تو عاشق نگشته‌ای

تو پای بند آنچه من از وی گذشته‌ام

من در کمند آنکه تو از وی گذشته‌ای

داند یکی سعیدم و خواند یکی شقی

ای کلک صنع تا چه به نامم نوشته‌ای

هل خرقه چاک ماند و سوزن مجو که چون

سوزن رسد هر آینه محتاج رشته‌ای

ای خاک پای پیر خرابات نازمت

خاکی و لیک سرمهٔ چشم فرشته‌ای

هرکس که پا نهد به تو سرخوش برون شود

ای خاک میکده به چه آیی سرشته‌ای

کشت آنگه نفس خود کند احیای عالمی

عیسی وقتی ای که ز خود نفس کشته‌ای

گاه درو رسید و تو در خوابی ای صغیر

پشتت چو داس گشته و تخمی نکشته‌ای

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۹ساقی از آن دو جرعه که در جام کرده‌ای
  2. شمارهٔ ۳۸۰ستم ار بناتوانان ز ستمگری رسانی
  3. شمارهٔ ۳۸۱صاحب علم و عمل را رتبهٔ والاستی
  4. شمارهٔ ۳۸۲زالعلم حجاب الاکبر‌ام د عقل سودائی
  5. شمارهٔ ۳۸۳ما بجز عشق ندیدیم صلاح دیگری
  6. شمارهٔ ۳۸۴بگرفته خواب چشمم غم چشم نیم خوابی
  7. شمارهٔ ۳۸۵غیر خونابه چه خوردی ز می انگوری
  8. شمارهٔ ۳۸۶بیک خرام دل از من تو دلربا بردی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.