پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۴

ای یار بکس وفا نکرده

جز جور و جفا بما نکرده

ای درد درون دردمندان

دانسته و اعتنا نکرده

صد درد که‌ آمد و رفتی

درد دل ما دوا نکرده

گفتی که وفا کنی پس از جور

ترسم نکنی خدا نکرده

من کیستم آن بلاکش عشق

اندیشه ز ابتلا نکرده

بر من نگذشته است تا حال

روزی و شبی دعا نکرده

یا رب چه کنم دگر ندارم

تیری ز کمان رها نکرده

بختم که بود بخواب با من

غیریست خود آشنا نکرده

بیدار شود دگر کجا کی

این خفتهٔ دیده وانکرده

رفتند از این دیار یاران

رو هیچ سوی قفا نکرده

مانند صغیر از زمانه

کام دل خود روا نکرده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۶ای مقیم دل که‌ام شب شمع این کاشانه‌ای
  2. شمارهٔ ۳۷۷دی گفت زاهد از دو جهان چون گذشته‌ای
  3. شمارهٔ ۳۷۸چیست دنیا در ره سیل فنا ویرانه‌ای
  4. شمارهٔ ۳۷۹ساقی از آن دو جرعه که در جام کرده‌ای
  5. شمارهٔ ۳۸۰ستم ار بناتوانان ز ستمگری رسانی
  6. شمارهٔ ۳۸۱صاحب علم و عمل را رتبهٔ والاستی
  7. شمارهٔ ۳۸۲زالعلم حجاب الاکبر‌ام د عقل سودائی
  8. شمارهٔ ۳۸۳ما بجز عشق ندیدیم صلاح دیگری
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.