پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۳

ای در گرانمایه وای یار یگانه

دریای غمت را نبود هیچ کرانه

در فکر دهانت شده‌ام هیچ بدانسان

کز من نبود غیر سخن هیچ نشانه

تو روی متاب از من دلخسته که سهل است

بیداد فلک طعن عدو جور زمانه

گر نیست سر زلف تو مقصود چه حاصل

از سبحه صد دانه و از ورد شبانه

زان پس که جهان گشتم و از پای فتادم

دیدم که توام بوده‌ای ایدوست بخانه

بر تن بدرم جامه شب وصل که ما را

حایل نشود پیرهنی هم به میانه

هر لحظه پریشان شودم خاطر مجموع

زلف تو چو درست صبا بینم و شانه

کی مرغ دل از دام تو آرد بچمن روی

با اینکه در این دام نه آبست و نه دانه

گر قتل صغیر است تو را در نظر ای ترک

مقصد بعمل آر چه حاجت ببهانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۵ای دلارام که اندر دل ما‌ آمده‌ای
  2. شمارهٔ ۳۷۶ای مقیم دل که‌ام شب شمع این کاشانه‌ای
  3. شمارهٔ ۳۷۷دی گفت زاهد از دو جهان چون گذشته‌ای
  4. شمارهٔ ۳۷۸چیست دنیا در ره سیل فنا ویرانه‌ای
  5. شمارهٔ ۳۷۹ساقی از آن دو جرعه که در جام کرده‌ای
  6. شمارهٔ ۳۸۰ستم ار بناتوانان ز ستمگری رسانی
  7. شمارهٔ ۳۸۱صاحب علم و عمل را رتبهٔ والاستی
  8. شمارهٔ ۳۸۲زالعلم حجاب الاکبر‌ام د عقل سودائی
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.