پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۸

بیچارهٔی که نیست بجز حق پناه او

آن کن که به شود ز تو حال تباه او

از خود مساز رنجه را کسی که سوی تو

گردد رها ز شصت خدا تیر آه او

بیداد گر هلاک شد و ماند برقرار

بیدادکش که بود خدا دادخواه او

چه کند ظالمی بره و خود در آن فتاد

زان پیشتر که دیگری افتد بچاه او

خواهی گواه مسکنت از مفلس حزین

رخسار زرد و دیدهٔ پرخون گواه او

تنها زبان وسیله برای سئوال نیست

بس کن که صد سئوال بود در نگاه او

بس بینوا صغیر که شد چشم او سپید

فکری کسی نکرد بروز سیاه او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۰عشقت سپرد از دل دیوانه بدیوانه
  2. شمارهٔ ۳۷۱زان سفله وجودی که شریر است عدم به
  3. شمارهٔ ۳۷۲ما را چو از عدم بوجود اوفتاد راه
  4. شمارهٔ ۳۷۳ای در گرانمایه وای یار یگانه
  5. شمارهٔ ۳۷۴ای یار بکس وفا نکرده
  6. شمارهٔ ۳۷۵ای دلارام که اندر دل ما‌ آمده‌ای
  7. شمارهٔ ۳۷۶ای مقیم دل که‌ام شب شمع این کاشانه‌ای
  8. شمارهٔ ۳۷۷دی گفت زاهد از دو جهان چون گذشته‌ای
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.