پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۹

آنکس که داده نسبت روی ترا بماه

الحق یک آسمان و زمین کرده اشتباه

مشکل که جز قفای تو پوید ره دگر

ای سرو ناز هر که به بیند ترا براه

کس سرو را ندیده که پوشد ببر قبا

کس ماه را ندیده که بر سر نهد کلاه

برقع فکن بر آینهٔ رخ هر آینه

ترسم که در قفای تو مردم کشند آه

چون میروی براه تو غیرت مرا کشد

بس میکنند مردمت از هر طرف نگاه

کوهی است بار عشق تو و من بحیرتم

کاین کوه را چگونه کشم با تنی چو کاه

عمریست کز غم تو همی اشگ آه من

آن یک رسد بماهی و این یک رود بماه

آن سیم غبغب و لب خندان هر آنکه دید

گفتا گشوده غنچه دهن وقت صبحگانه

دانه صغیر یار که من عاشقم بر او

بر دعوی من است خود او بهترین گواه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۱زان سفله وجودی که شریر است عدم به
  2. شمارهٔ ۳۷۲ما را چو از عدم بوجود اوفتاد راه
  3. شمارهٔ ۳۷۳ای در گرانمایه وای یار یگانه
  4. شمارهٔ ۳۷۴ای یار بکس وفا نکرده
  5. شمارهٔ ۳۷۵ای دلارام که اندر دل ما‌ آمده‌ای
  6. شمارهٔ ۳۷۶ای مقیم دل که‌ام شب شمع این کاشانه‌ای
  7. شمارهٔ ۳۷۷دی گفت زاهد از دو جهان چون گذشته‌ای
  8. شمارهٔ ۳۷۸چیست دنیا در ره سیل فنا ویرانه‌ای
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.