پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۶

طعنه بر ما مزن ای شیخ و به خود غره مشو

زان که معلوم شود کِشته به هنگام درو

پاک کن دل که به میخانه دوصد جامهٔ پاک

نستانند پی دادن جامی بگرو

دوش از پیر مغان خواستم اندرزی گفت

گوشی آور به کفم اده و اندرز شنو

عملی را که در آن روی و ریا هست مکن

مجلسی را که در آن صدق و صفا نیست مرو

اندر این دیر کهن از روش اهل زمین

آسمان می‌گزد انگشت همی از مه نو

در مؤثر چه کنی مغلطه با این آثار

که دلیل است به خورشید فروزان پرتو

عمل نیک و بدت ماحصل تست صغیر

حاصل خود درود هر کسی از گندم و جو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۸بیچارهٔی که نیست بجز حق پناه او
  2. شمارهٔ ۳۶۹آنکس که داده نسبت روی ترا بماه
  3. شمارهٔ ۳۷۰عشقت سپرد از دل دیوانه بدیوانه
  4. شمارهٔ ۳۷۱زان سفله وجودی که شریر است عدم به
  5. شمارهٔ ۳۷۲ما را چو از عدم بوجود اوفتاد راه
  6. شمارهٔ ۳۷۳ای در گرانمایه وای یار یگانه
  7. شمارهٔ ۳۷۴ای یار بکس وفا نکرده
  8. شمارهٔ ۳۷۵ای دلارام که اندر دل ما‌ آمده‌ای
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.