پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۵

ای دل من مبتلا در خم گیسوی تو

خون رود از دیده‌ام ز حسرت روی تو

ز کشتنم نیست غم ولی از آنم ملول

که میرسد زین عمل رنج ببازوی تو

نشسته‌ام منتظر بلکه صبا آورد

بخانهٔ من بمن ز کوی تو بوی تو

ز تیر مژگان تو دل ار برد جان چه سود

که بسته راه گریز خنجر ابروی تو

قامت دلجوی تو سرو خرامان من

سرو خرامان من قامت دلجوی تو

ز فرط رفعت یقین بچرخ پهلو زند

گر بنشیند صغیر دمی به پهلوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۷ای کحل چشم اهل نظر خاک پای تو
  2. شمارهٔ ۳۶۸بیچارهٔی که نیست بجز حق پناه او
  3. شمارهٔ ۳۶۹آنکس که داده نسبت روی ترا بماه
  4. شمارهٔ ۳۷۰عشقت سپرد از دل دیوانه بدیوانه
  5. شمارهٔ ۳۷۱زان سفله وجودی که شریر است عدم به
  6. شمارهٔ ۳۷۲ما را چو از عدم بوجود اوفتاد راه
  7. شمارهٔ ۳۷۳ای در گرانمایه وای یار یگانه
  8. شمارهٔ ۳۷۴ای یار بکس وفا نکرده
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.