پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۵

یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه من

بخت نگون ببین که نگون گشته چاه من

از من جمال خویش نهان کردنت ز چیست

ماند مگر بروی تو جای نگاه من

زلفت که آشیان دلم بود شد پریش

بنگر فلک چه کرد به روز سیاه من

دادم عنان به عشق و ندانم چه میکند

کوه غم تو با تن مانند کاه من

زاهد شکست جام من ای می‌کشان شهر

ساقی کجاست تا که شود دادخواه من

شهریست پر ز دشمن و من یک تن ضعیف

آه از دمی که دوست نباشد پناه من

امروز می‌پرستی و مستی کند صغیر

ای می‌فروش باش بفردا گواه من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۷هرکس ندیده غارت و یغمای ترکمن
  2. شمارهٔ ۳۵۸حدیث یار چه حاصل ز غیر بشنیدن
  3. شمارهٔ ۳۵۹دارم بتی به غیر در مهر باز کن
  4. شمارهٔ ۳۶۰نگذاشت غم تنگ دهانت اثر از من
  5. شمارهٔ ۳۶۱از غبار خودنمائیها عمل را پاک کن
  6. شمارهٔ ۳۶۲آن سان سخن بگوی که بتوان نگاشتن
  7. شمارهٔ ۳۶۳خبرم نیست ز سر تا شده سودائی تو
  8. شمارهٔ ۳۶۴سواد موی تو اندر بیاض روی نکو
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.