پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

دری به از در یکتای با صفای سخن

خرد نیافت بگنجینهٔ خدای سخن

سخن بهای دو عالم توان شود‌ام ا

دو کون می‌نتواند شود بهای سخن

کند ز فیض نظر خاک تیره زر آنکو

مس وجود رساند به کیمیای سخن

سخن درست بگوی و همیشه باقی باش

کی باقی است سخنگوی در بقای سخن

جهان که هست گره در گره گشایش آن

خدای داده بدست گره گشای سخن

بهشت و آن همه وصفش چو مرتعی ماند

به پیش باغ فرح بخش باصفای سخن

گهر به خاک میفکن ز بی‌خودی یعنی

سخن مگوی مگر بهر آشنای سخن

مقدم است بکون و مکان سخن که نهاد

خدا بنای دو عالم پس از بنای سخن

سخن بوصف نیاید در این مقام صغیر

ببند لب ز سخن زانکه نیست جای سخن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶به ماه عارض خود زلف را حجاب مکن
  2. شمارهٔ ۳۵۷هرکس ندیده غارت و یغمای ترکمن
  3. شمارهٔ ۳۵۸حدیث یار چه حاصل ز غیر بشنیدن
  4. شمارهٔ ۳۵۹دارم بتی به غیر در مهر باز کن
  5. شمارهٔ ۳۶۰نگذاشت غم تنگ دهانت اثر از من
  6. شمارهٔ ۳۶۱از غبار خودنمائیها عمل را پاک کن
  7. شمارهٔ ۳۶۲آن سان سخن بگوی که بتوان نگاشتن
  8. شمارهٔ ۳۶۳خبرم نیست ز سر تا شده سودائی تو
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.