پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۶

به ماه عارض خود زلف را حجاب مکن

سیاه روز من و روی آفتاب مکن

بکن هر آنچه که خواهی ولی مرو ز برم

مرا به آتش هجران خود کباب مکن

کنونکه خرمنم ای برق سوختی دیگر

برای رفتن خود این قدر شتاب مکن

بس است طعن رقیب و جفای چرخ مرا

دگر تو بر من آزرده دل عتاب مکن

برای بوسی از آن لب که هست آب حیات

فدای ناز تو گردم دل من آب مکن

بدین جمال ترا در جزا حسابی نیست

بریز خونم و اندیشه از حساب مکن

چو نیستت سر صحبت بمن سلام مرا

دریغ ای مه بی مهر از جواب مکن

درستکاری خود دیدهٔی بدل شکنی

که از شکستن دل گفتت اجتناب مکن

ز چشم مست تو از دست رفته‌ام ساقی

دگر حواله به من ساغر شراب مکن

بگفت دوش به گوش صغیر هاتف غیب

که تکیه جز به تولای بوتراب مکن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۸حدیث یار چه حاصل ز غیر بشنیدن
  2. شمارهٔ ۳۵۹دارم بتی به غیر در مهر باز کن
  3. شمارهٔ ۳۶۰نگذاشت غم تنگ دهانت اثر از من
  4. شمارهٔ ۳۶۱از غبار خودنمائیها عمل را پاک کن
  5. شمارهٔ ۳۶۲آن سان سخن بگوی که بتوان نگاشتن
  6. شمارهٔ ۳۶۳خبرم نیست ز سر تا شده سودائی تو
  7. شمارهٔ ۳۶۴سواد موی تو اندر بیاض روی نکو
  8. شمارهٔ ۳۶۵ای دل من مبتلا در خم گیسوی تو
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.