پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۲

گریم بکار دل من و دل هم بکار من

این است روزگار دل و روزگار من

گفتم که اختیار دل آرم بکف کنون

بینم که هست در کف دل اختیار من

بس در دل است داغ عزیزان عجب مدار

گر بعد مرگ لاله دمد از مزار من

با اینکه ناامید ز خویشم بلطف دوست

دارد‌ امیدها دل ‌امیدوار من

آتشکده است سینهٔ من خواهی ار دلیل

اینک حرارت نفس شعله بار من

گر هستی اعتبار فزاید چه حکمتست

کافزوده نیستی به جهان اعتبار من

در انتظار یارم و ترسم بسر رسد

عمر من و بسر نرسد انتظار من

هر شب بیاد ان مه بی مهر تا سحر

خون میچکد ز دیدهٔ اختر شمار من

جور رقیب و فتنهٔ دور زمان صغیر

سهل است لیک باشد اگر یار یار من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۴دری به از در یکتای با صفای سخن
  2. شمارهٔ ۳۵۵یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه من
  3. شمارهٔ ۳۵۶به ماه عارض خود زلف را حجاب مکن
  4. شمارهٔ ۳۵۷هرکس ندیده غارت و یغمای ترکمن
  5. شمارهٔ ۳۵۸حدیث یار چه حاصل ز غیر بشنیدن
  6. شمارهٔ ۳۵۹دارم بتی به غیر در مهر باز کن
  7. شمارهٔ ۳۶۰نگذاشت غم تنگ دهانت اثر از من
  8. شمارهٔ ۳۶۱از غبار خودنمائیها عمل را پاک کن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.