پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۱

خوش بود دیده ز جان بستن و جانان دیدن

رحمت وصل پس از زحمت هجران دیدن

هان مخوانید بخلدم که به طوبی ارزد

یک نظر قامت آن سرو خرامان دیدن

چه بهشتی تو که دیدار تو را هر که بدید

کرد صرف نظر از روضهٔ رضوان دیدن

اشک ریزد بصر از دیدن روی تو که نیست

دیده را طاقت خورشید درخشان دیدن

ای که بی دوست شود عمر تو در عالم طی

حاصلت چیست از این رنج فراوان دیدن

کور شد چشم زلیخا بغم یوسف و گفت

کوریم به بود از یار بزندان دیدن

ای که در عرصهٔ میدان غمش افتادی

بایدت گوی صفت لطمهٔ چوگان دیدن

در دل خضر بود چشمهٔ حیوان چه روی

چون سکندر ز پی چشمهٔ حیوان دیدن

دیده بربند صغیر از خود و بین طلعت دوست

چشم خودبین نتواند رخ جانان دیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۳ای زال جهان تا کی جان کندن و نوازدن
  2. شمارهٔ ۳۵۴دری به از در یکتای با صفای سخن
  3. شمارهٔ ۳۵۵یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه من
  4. شمارهٔ ۳۵۶به ماه عارض خود زلف را حجاب مکن
  5. شمارهٔ ۳۵۷هرکس ندیده غارت و یغمای ترکمن
  6. شمارهٔ ۳۵۸حدیث یار چه حاصل ز غیر بشنیدن
  7. شمارهٔ ۳۵۹دارم بتی به غیر در مهر باز کن
  8. شمارهٔ ۳۶۰نگذاشت غم تنگ دهانت اثر از من
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.