پرش به محتوای اصلی
صغیر اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۰

مرغ سحر همانا زین ناله برکشیدن

ما را کند ملامت شبها ز آرمیدن

من بندهٔ کسی کو در بندگی بداند

منظور حق چه باشد از بنده آفریدن

ای برگزیده حقت از ممکنات دانی

علت چه شد که گشتی لایق به برگزیدن

معراج جمله اشیا بودی تو و رسیدند

آنها به منزل خود هر یک زره بریدن

حق را تو بندگی کن معراج تست اینجا

از بندگی تو را هم باید بحق رسیدن

از حالها سراسر دانی چه حال خوشتر

وقت سحر ز بستر از شوق پا کشیدن

در گوشه‌ئی بزاری با دوست راز گفتن

وز او نوید رحمت با گوش جان شنیدن

گاهی پی سجودش رخ بر زمین نهادن

گاهی پی رکوعش همچون فلک خمیدن

حالی صغیر بگشای از خواب دیده زیرا

در زیر خاک باید تا حشر آرمیدن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۲گریم بکار دل من و دل هم بکار من
  2. شمارهٔ ۳۵۳ای زال جهان تا کی جان کندن و نوازدن
  3. شمارهٔ ۳۵۴دری به از در یکتای با صفای سخن
  4. شمارهٔ ۳۵۵یوسف رخی به چاه ذقن بسته راه من
  5. شمارهٔ ۳۵۶به ماه عارض خود زلف را حجاب مکن
  6. شمارهٔ ۳۵۷هرکس ندیده غارت و یغمای ترکمن
  7. شمارهٔ ۳۵۸حدیث یار چه حاصل ز غیر بشنیدن
  8. شمارهٔ ۳۵۹دارم بتی به غیر در مهر باز کن
همه‌ی غزلیات ←

درباره‌ی صغیر اصفهانی

محمد حسین صغیر اصفهانی زادهٔ سیزدهم ماه رجب ۱۳۱۲ قمری در اصفهان، درگذشتهٔ ۱۳۹۰ قمری در اصفهان شاعر ایرانی است.در اثر تربیت پدرش که آقا اسدالله نام داشت و یکی از مداحان بود با اشعاری که دیگران در مدح و مصیبت «چهارده معصوم» سروده بودند آشنا گردید و در سنین هشت و نه سالگی شروع به گفتن اشعار کرد به همین دلیل صغیر تخلص گرفت...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.